شما این محصولات را انتخاب کرده اید

سبد خرید

معرفی کتاب گوژپشت نتردام
شناسه پست: 5927
بازدید: 194

شرح حال مختصری از زندگی ویکتور هوگو بخونیم:
ویکتور هوگو در سال ۱۸۰۲ به دنیا میاد و درسن ۸۳ سالگی درسال ۱۸۸۲ از دنیا میره محل تولد ویکتور هوگو شهر بزانسون در کشور فرانسه است.طبق شنیده ها حاکی‌از اینه که ویکتورهوگو در سن ۱۴ سالگی شروع به نوشتن میکنه ودرسن ۸۰ سالگی آخرین اثر خودشو خلق میکنه. طبق نوشته های که داخل کتاب خوندم ویکتور هوگو زمان مرگ وصیت میکنه جسدشو باتابوت گدایان به گورستان برده وخاک کنند.
از آثار برجسته ومهم وزیبا که تاآخر عمر آنرا فراموش نخواهید کرد طبق نظرسنجی  وتحقیقاتی که انجام دادم بدون شک میتونم به بینوایان ،گوژپشت نتردادم،مردی که میخندد اشاره کنم البته تمام آثار ویکتور هوگو بی نظیروجذابه.میخواهم داستان را با یک جمله شروع کنم (((یک قلب زیبا بهتر از هزار صورت زیبا است))))

ویکتور هوگو

ویکتور هوگو

بریم سراصل مطلب و باهم خلاصه ای از کتاب گوژپشت نتردام بخونیم:
اولین سوالی که شاید به ذهن خیلیاتون بخوره رابطه این کتاب با کلیسای نتردام چی‌بوده؟؟؟

قبل ازانتشار این کتاب کلیسایی در نتردام وجود داره که درحال تخریب شدن بوده  این کتاب بقدری جذاب و مورد پسند مردم آن زمان وحتی زمان حال قرارگرفته که به محض انتشار باعث میشه طی سالها کلیسای تخریب‌شده رو بازسای کنند.در ادامه داستان رابطه کلیسای نتردام و کتاب‌رو متوجه خواهید شد….باما همراه باشید🙂
قبل از هر چیزی میخام چند تن از شخصیت های جذاب ومهم داستان رو به شمامعرفی کنم:
۱)اسمرالدا  ۲)کاپیتان فوبوس  ۳)کلودفرولو  ۴)کازیمودو
۱)اسمرالدا:دختری کولی جوان زیبارو که همراه بز خود به میدان شهر برای اجرای رقص ونمایش میرفته.وقلب بسیاری از مردان ازجمله کلودفرولو درمشت خود گرفته
۲)کاپیتان فوبوس:جوانی زیبا خوش چهره سبک و هوس باز  ودرحین حال افسر آن شهر بوده
۳)کلودفرولو:ریئس کلیسای نتردام بوده فردی‌باسواد داری اطلاعات بالا که طبق نوشته های کتاب مردم آنرا دانشمند خطاب میکردند ولی از اووحشت داشتندو…
۴)کازیمودو:ناقوس زن کلیسا بدظاهر،زشت دارای یک چشم وکروگوژپشت کلیسای نتردام بوده…

 

به قدری تحت تاثیر این کتاب وسرگذشت کازیمودو قرارگفتم میخام داستان رو با شرح حال زندگی کازیمودو شروع کنم…
کلیسای نتردام در شهر پاریس وجود داشته در آن زمان مردم یک‌روز مخصوص برای عبادت به آن کلیسا میرفتند و بچه های بی پدر وبی مادر را در آنجامیذاشتند وخیلی ازمردمی که برا عبادت به آنجا میرفتند تربیت ونگهداری بعضی از بچه ها رو به عهده میگرفتن وباخود میبردند به جز یکی از آنها به خاطر زشتی وبدقواره بودن آن.آن بچه یک چشم بیشتر نداشت ووقوزی بد شکل بر روی پشتش وجود داشت بچه بی بی قرار و مدام گریه میکرد همه بی تفاوت از آن میگذشت وآن را یک حیوان زشت میدیدند…سرانجام……

داستان از آنجایی شروع میشود که:
روزی زنی همراه بچه نوزاد خودش برای‌دیدن نمایش کولی ها به میدان شهر میرفته که در آنجا کودک نوزاد زیبا رو توسط کولی های به طور مرموزی‌دزدیده میشود باگریه شیون وناراحتی وغم دنیا زن به دنبال بچه گمشده میرود ولی آنرا پیدانمیکند واز آن ب بعد به آن زن زن تارک دنیا لقب دادند زن بخاطر گمشدن نوزادش سالها ناراحت وغمگین بوده وهر زمان کولی ها برای نمایش می آمدن با نفرین ولعنت فرستادن از آنها استقبال میکرد.قافل از اینکه…
اسمرالدا دختری کولی‌زیبا جوان همراه بز خود درمیدان شهر نمایش ورقص اجرا میکرد.
ریئس شماسهای کلیسای نتردام(کلود فرولو) عاشق وشیفته اسمرالدامیشود.که بادستورش به کازیمودو گوژشت طبق نقشه اش اسمرالدا رو میدزدن کاپیتان فوبوس که آن زمان نگهبان یاافسر آن شهربوده  باسروصداوجیغ زدن اسمرالدا متوجه میشه که اتفاقی افتاده و آنجا روگشت میزنه میبینه مردی(کازیمودو بیچاره بی خبر از هرچیزی طبق دستوری ریئس کلیسا برای اجرای وپیروی ازدستور آن کار انجام میده) اسمرالدا روشانه هایش انداخته وبه سرعت آنجارا ترک میکند کلودفرولو متوجه کاپیتان میشود وپا به فرارمیزاره ولی کازیمودو به علت کر بودن ویک چشم بودنش متوجه اطراف نمیشود وتوسط کاپیتان فوبوس دستگیرمیشود ودرمیدان شهر برای شنکنجه و شلاق حاضرمیشه.حتی کلودفرولو ازآن بخاطر بی گناهیش دفاع نمیکنه وجرم به گردن کازیمودو میفته وتنها اسمرالدااست که باقلبی مهربان به کازیمودو کمک میکنه وجرعه ای آب به او میدهد….
-)کلود فرولو تلاش میکند که کاپیتان فوبوس را بکشد  ولی گناه این کار را به گردن اسمرالدا می اندازد اسمرالدا دستگیر و روانه زندان وبه اعدام محکوم میشود در زندان کلود فرولو به اسمرالدا ابراز احساسات میکند ولی اسمرالدا همچنان عاشق‌کاپیتان فوبوس است وبه یاد فوبوس چه رنج هایی را تحمل میکند.
زمان اعدام اسمرالدا رو برای توبه ب کلیسای نتردام می برند ودرآنجا طی اتفاقاتی کاپیتان فوبوس را خون آلود میبیند ولی ازاسمرالدا روی برمیگرداند…اسمرالدا تااین لحظه هررنج وسختی راتحمل کرده بود ولی این ضربت آخریت بسیارشکننده بود در لحظه اعدام ……..

و در آخر برای معرفی کتاب گوژپشت نتردام :

میخواهم بگوییم بقدری تحت تاثیر این کتاب قرار خواهید گرفت که تاآخر عمر آنرا فراموش نخواهید کرد ما در این کتاب غم انگیز درس هایی از زندگی رو دریافت میکنیم.
رمان گوژپشت نتردام به علت جذاب‌بودن آموزنده بودن حتی در تاترها به اجرا درامده و تابه امروز‌فیلم سینمایی وانیمیشن های‌زیادی از آن به اشتراک گذاشته اند.
بدون شک گوژپشت نتردام از آن دسته کتاب‌هایی است که باید قبل ازمرگ آنرابخوانیم و جز برترین کتابایی که خوانده ام میدانم…
برای خواندن سرگذشت غم انگیز اسمرالدا و بقیه شخصیت های داستانِ کتاب گوژ پشت نتردام  وچگونه گوژپشت نتردام نماد کلیسا شد؟؟میتونید بامراجعه به سایت ناخریداری کنید وتجربه واحساس خودتونو در ارتباط با کتاب گوژپشت نتردام بامابه اشتراک بگذارید..؟

.پ.ن.طبق دیده ها وکتابای بسیاری ک از گوژپشت خوندم وطبق نظرات مردم برای ساختن انیمیشن گوژپشت نتردام که برای بچه ها هست که روحیه ضعیف تر نسبت ب بزرگسالان دارند  آخرداستان عوض‌شده.ولی توجه کنید طبق رمان اصلی گوژپشت نتردام،دخترکولی اعدام میشود ومیمیرد

لطفا نظرات خود را در رابطه با معرفی کتاب گوژپشت نتردام در قسمت دیدگاه ها بنویسید .

نویسنده

Mahtabrostami
مقاله نویس مطرح سایت تاناکوبوک .